فرآیندی برگشت پذیر
مانتوی اتو نشده و چین و چروک شده خانم معلم به طرز عجیب و خنده داری از پشت رفته بود داخل شلوارش. شیرین که پشت سر ما نشسته بود از ما سوال کرد: بِره یواشکی مانتو را از شلوارش بکشه بیرون وقتی پشتش به ماست؟
من گفتم: اگه همون لحظه برگشت و دیدت چی؟
خیلی جدی گفت: خوب میزارمش سرجاش!
به همراه عده ای هنوز داریم می خندیم به این سرجا گذاشتنش.
بی ادبیه ولی یک لحظه تصور اون لحظه ای را بکنید که شیرین دارد کار انجام شده را سرجاش می گذارد ؛ می تونید نخندید!؟
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:37 توسط رزماری
|