مردی پوست کنده
سر شب یک بخشهایی از یکی از سخنرانی های شهید بهشتی را گوش می دادم که با همون لحن محکم خودش می گفت:
ما با هنر سکسی ، پوست کنده بگویم مخالفیم ... جمعیت : الله اکبر
ما با هنر شاهنشاهی و مروج طاغوت ، پوست کنده بگویم مخالفیم ..... جمعیت : الله اکبر
ما با هنر انسان ساز و متعالی ؛ پوست کنده بگویم موافقیم .... جمعیت اینجا چون جمله وزن دو جمله قبلی را نداشت و تقریبا به شکلی بیان نشده بود که سیلاب قدرت روی کلمات آخری باشد مردد بود که تکبیر بگوید یا نه و خود شهید هم به گمانم با هوش بالایش متوجه شد و ادامه داد ... و باز هم الله اکبر.... و جمعیت اینبار محکم تر از دو دفعه قبلی : الله اکبر
بهشتی از جنس آدمهایی بود که هم کار سلبی می کرد و هم کار ایجابی و این طرز تفکرش در جمله ی " باز هم الله اکبرش" بعد از دو بار مخالفت با دو شیوه ی منحرف قبلی مشخص است اگر دقت کنیم.
نیاز داریم به آدمهایی از جنس شهید بهشتی که محکم و پوست کننده حرفهای اساسی را بزنند و جامعه را خلاص کنند از این مدل حرف زدنهای سیاسیون که یکی به میخ می زنند یکی به نعل. اینکه برای رابطه با شیطان تکلیف چیست؟ اینکه مدارا و کج و دار و مریز با این مدل پوشش ها تا کی؟