شرم از طبیعت خلقت
وقتی در یک دبیرستان دخترانه که که ادعاشون هم میشه به پرورش بیشتر از آموزش اهمیت می دهند به هر درد طبیعی و بیحالی دختران نوجوان انگ فیلم می زنند و موش مردگی ؛ از جامعه مردان چه انتظاری می رود؟
در یک کلاس سی نفره دبیرستان دخترانه ؛ همیشه احتمال سرحال نبودن و درد داشتن عده ای هست پس گیردادن مداوم معلمها به آن عده و ول نکردن موضوع ، تنها به خاطر شرم بیان کردنش ؛ چه معنایی دارد؟ غیر از اینست که در کلاسهای دبیری به اینها ساده ترین مسائل و مشکلات دختران نوجوان را نگفته اند؟ گیرم هم که نگفته باشند که ظاهرا همینگونه است. درک موضوع باید اینقدر برایشان سخت باشد؟

بعضی وقتها سطح این درک نکردنها و نفهمیدن ها به اندازه ایست که این ایده به ذهن می رسد که در دفتر معلمها علاوه بر اسامی ؛ تاریخ بعضی اتفاقات هم درج شود که کمی معلمها رعایت بعضی ها را در روزهای خاصی بکنند.
اصلا چرا هیچ جای مناسب برای استراحت و احیانا درازکشیدن چند دقیقه ای در مدارس دخترانه نیست؟ چرا؟
اصل بر دروغ گفتن است مگر اینکه طرف بیفتد بمیرد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:37 توسط رزماری
|